!!
می خواستم برای از دست دادنش گریه کنم
ولی افسوس..
برای به دست آوردنش تمام اشکهایمرا ریخته بودم
هدیه ای از گل سرخ برایش فرستادم...
گفت : گل برای چیست؟
گفتم : مگر این نیست که گل را بر روی گورستان می نهند؟
گفت : چرا
گفتم : پس این گل را بر روی سینه ات بگذار که گورستان عشق من است.

نظرات شما عزیزان:
|